قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

43

تاريخ الفي ( فارسى )

از اين واقعه ، ابو بكر صدّيق ، عكرمة بن ابى جهل را به جانب يمامه براى دفع مسيلمهء كذّاب فرستاده بود و فتح بدست او حاصل شده و هنوز در حدود يمامه براى دفع مسيلمه بود كه ابو بكر به او نامه نوشت كه « حذيفه و عرفجه جهت محاربه با مرتدين عمّان و مهره و يمن فرستاده شد [ ند ] . بايد كه وى به ايشان ملحق گشته باتّفاق با آن جماعت مقاتله نمايد و در دفع و قلع مخالفان دين به اقصى الغايه كوشد . » عكرمه بموجب فرمودهء صدّيق ممتثل شده باتّفاق حذيفه بر سر اهل مهره رفتند و بين الفريقين كارزارى عظيم واقع شد ، چنانچه منقول است كه در آن معركه ده هزار مقتول شده بودند ، و به توفيق اللّه تعالى بر آن قوم ظفر يافتند و مالى وافر و غنيمتى بغايت متكاثر گرفتند و از آنجا به جانب عمان شتافت و دفع [ مرتدّين ] آن ديار نمود ، و الحمد للّه على ذلك . ذكر ارتداد قبيلهء كنده و حضر موت و يمن رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، در اواخر سنين هجرت زياد بن لبيد انصارى را بر حضرموت ، و عكاشة بن محصن را بر سكاسك و سكون « 1 » ، و مهاجر بن ابى اميّه را بركنده و صنعاء يمن عامل گردانيده بود . اهالى آن ديار چون خبر ارتداد ديگر قبايل را شنيدند مرتد گشتند . زياد لشكرى از اهل اسلام درهم آورده خواست كه بر دفع مرتدين قيام نمايد . كثرت و هيبت آن قوم به مرتبه‌اى بود كه مقاومت مقدور « 2 » نبود ، بالضروره اختيار فرار كرده خود را به مدينه رسانيد و از كيفيت واقعه ابو بكر صدّيق را اعلام داد . ابو بكر بعد از تأمّل بسيار و مشاورت با اعيان مهاجر و اشراف انصار چهار هزار مرد مقاتل ساختگى نموده همراه زياد به جانب كنده و حضرموت و يمن فرستاد . ايشان بعد از وصول به آن ديار با اهالى آنجا حروب بسيار و كارزار بيشمار نمودند . گاه ظفر مىنمودند و گاه شكست مىديدند . مقاتلهء ميان اهل اسلام و اصحاب ارتداد امتداد تمام يافت تا آخر سر به اشارت صدّيق عكرمة بن ابى جهل و مهاجر بن ابى اميّه به مدد زياد آمده باتفاق بر سر آن جماعت رفتند . بعد از حروب متعدّده زياده زياد آمد و مسلمانان اشعث بن قيس كندى « 3 » را كه يكى

--> ( 1 ) . سكاسك و سكون : نام دو سرزمين و دو طايفه از طوايف يمن ؛ - معجم البلدان ، مصر هزار و سيصد و شش ، ج 5 ، ص 96 . ( 2 ) . م و ق : مقتدر نبود . ش : متعذّر نمود . - و . ( 3 ) . اشعث بن قيس كندى : اكثر مورّخين اهل تسنّن و دانشمندان علم رجال ( از جمله شيخ كشّى ) معتقدند كه وى از ياران على ( ع ) بود و بعد جزء خوارج شد ، ولى آنچه مسلّم است وى از دشمنان و معاندان على ( ع ) بوده و در توطئهء قتل آن حضرت شركت داشته است ؛ - تاريخ تحليلى اسلام ، ص 134 . خطبهء نوزده على ( ع ) در نهج البلاغه خود گوياى نفاق و تكبّر اين منافق و ملعون مىباشد . حضرت در اين خطبه ضمن اينكه او را « منافق كافرزاده » خطاب مىكند بر وى لعنت مىفرستد .